روزگار غریبیست :
دهقان فداکار پیر شده . چوپان دروغگو عزیز شده . شنگول و منگول گرگ شدن
کوکب خانم حوصله مهمون نداره . زاغ و روباه دستشون تو یه کاسه اس
حسنک گوسفنداشو ول کرده و تو یه شرکت آبدارچی شده.
آرش کمانگیر ، کمانشو فروخته و موتور خریده و
با اسفندیار میرن کیف قاپی!
<<<<تو میگی ما چی میشیم>>>>
نظرات شما عزیزان:
